mounted

/ˈmaʊntɪd/
1adjective (صفت)common

صفت — نصب شده

نصب شدهسوار شده

چسبیده شده یا قرار گرفته روی یک پایه یا پشتیبان.

Fixed or attached on a support or backing.

«عکس نصب شده روی دیوار عالی به نظر می‌رسد.»

The mounted photo looks great on the wall.

«آن‌ها از دوربین نصب شده برای فیلم‌برداری استفاده کردند.»

They used a mounted camera for filming.

تفاوت با واژه‌های مشابه
installedنصب شده

رایج. به معنی ثابت شده در جای خود است؛ در موارد خاص قابل جایگزینی است.

Common. Means fixed in place; interchangeable in certain contexts.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): mountedpast participle (مفعولی): mounted-ing (حال): mounting3rd (سوم): mounts

فعل — سوار شدن

سوار شدنبالا رفتن

بالا رفتن یا سوار شدن روی چیزی، به‌ویژه اسب یا دوچرخه.

To climb on or get up onto something, especially a horse or bike.

«او به شکلی زیبا روی اسبش سوار شد.»

She mounted her horse gracefully.

«او سوار دوچرخه شد و رفت.»

He mounted the bike and rode away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rodeراندن

رایج. گذشته فعل ride است؛ زمانی که به سوارکاری یا دوچرخه اشاره دارد قابل جایگزینی است.

Common past tense of 'ride'; interchangeable when referring to riding horses or bikes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000