mow

/moʊ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): mowedpast participle (مفعولی): mown/mowed-ing (حال): mowing3rd (سوم): mows

فعل — چمن زدن

چمن زدندرمان کردن

کوتاه کردن چمن یا محصولات کشاورزی با تیغه یا ماشین

To cut down grass or crops using a blade or machine.

«او هر شنبه چمن را می‌زند.»

He mows the lawn every Saturday.

«کشاورزان در تابستان یونجه را چمن می‌زنند.»

Farmers mow hay in the summer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

متداول و کلی برای بریدن، از جمله چمن.

Common and general term for cutting, including grass.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000