muddle along

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mud·dle a·long/ˈmʌdəl əˈlɔŋ/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — دست‌وپا شکسته پیش رفتن

دست‌وپا شکسته پیش رفتنبه‌زحمت ادامه دادن

بدون مهارت، برنامه روشن یا موفقیت زیاد، کاری را ادامه دادن.

To continue doing something without clear skill, planning, or success.

«بدون مدیر به‌زحمت کار را ادامه دادیم.»

We muddled along without a manager.

«او تا رسیدن کمک دست‌وپا شکسته پیش رفت.»

She muddled along until help arrived.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000