muscled

mus·cled/ˈmʌs.əld/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more muscledsuperlative (عالی): most muscled

صفت — عضلانی

عضلانیتنومند

دارای عضلات قوی یا بدنی عضلانی و توسعه یافته.

Having well-developed muscles or a strong muscular build.

«او بعد از سال‌ها تمرین بسیار عضلانی است.»

He is very muscled after years of training.

«ورزشکار تنومند در مسابقه شرکت کرد.»

The muscled athlete competed in the contest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
muscularعضلانی

رایج. واژه رسمی‌تر برای داشتن عضلات قوی.

Common. More formal term for having strong muscles.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000