murry

mur·ry/ˈmʌri/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more murrysuperlative (عالی): most murry

صفت — قهوه‌ای مایل به قرمز تیره

قهوه‌ای مایل به قرمز تیرهتوت‌سیاهی

به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز تیره یا شبیه رنگ توت سیاه.

Of a reddish-brown or dark mulberry color.

«اشراف‌زاده کتی از مخمل غنی به رنگ توت‌سیاهی به تن داشت.»

The nobleman wore a coat of rich murry velvet.

«لباس او به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز تیره بود، در سایه‌ها تقریباً سیاه به نظر می‌رسید.»

Her dress was a deep murry, almost black in the shadows.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maroonعنابی

رایج. رنگ قرمز-بنفش تیره یا قهوه‌ای مایل به قرمز. در معنی بسیار نزدیک است و اغلب با 'murry' قابل تعویض است وقتی که سایه خاصی از قرمز-قهوه‌ای توصیف می‌شود. 'یک روسری عنابی' درست است، 'مخمل توت‌سیاهی' بیشتر به کاربرد تاریخی این اصطلاح اشاره دارد.

Common. A dark reddish-purple or reddish-brown color. Very close in meaning and often interchangeable with 'murry' when describing the specific shade of red-brown. 'A maroon scarf' works, 'A murry velvet' is more specific to the historical usage of the term.

mulberryتوت‌سیاه

رایج. به رنگ میوه درخت توت اشاره دارد که معمولاً بنفش تیره یا قرمز-مشکی است. در توصیف رنگ پارچه‌ها، به ویژه از نظر تاریخی، قابل تعویض است. 'پارچه به رنگ توت‌سیاه محبوب بود' درست است، 'ابریشم توت‌سیاهی' خاص‌تر خواهد بود.

Common. Refers to the color of the fruit of the mulberry tree, which is typically dark purple or reddish-black. Interchangeable when describing textile colors, especially historically. 'Mulberry fabric was popular' works, 'Murry silk' would be specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000