maroon

ma·roon/məˈruːn/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more maroonsuperlative (عالی): most maroon

صفت — خرمایی مایل به قرمز

خرمایی مایل به قرمز

رنگ تیره قهوه‌ای مایل به قرمز.

A dark reddish-brown color.

«او لباس خرمایی مایل به قرمز به مهمانی پوشید.»

She wore a maroon dress to the party.

«دیوارها به رنگ خرمایی مایل به قرمز رنگ شدند.»

The walls were painted maroon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burgundyبورگاندی

رایج. رنگ قرمز تیره مشابه، در توصیف رنگ قابل تعویض است.

Common. Similar deep red color, interchangeable in color descriptions.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): maroonedpast participle (مفعولی): marooned-ing (حال): marooning3rd (سوم): maroons

فعل — رها کردن در مکان دورافتاده

رها کردن در مکان دورافتادهتنها گذاشتن

رها کردن کسی در مکانی دورافتاده و غیرقابل دسترس، معمولاً جزیره.

To leave someone trapped and isolated in an inaccessible place, usually an island.

«آن‌ها پس از طوفان در جزیره رها شدند.»

They were marooned on the island after the storm.

«دزدان دریایی دشمنانشان را در دریا تنها گذاشتند.»

Pirates marooned their enemies at sea.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strandرها کردن

رایج. معنی مشابه، در زمینه‌های رها کردن در جزایر یا سواحل قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning, interchangeable in contexts of abandonment on islands or coasts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000