در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک کانی از نوع میکا سیلیکات، یا به طور تاریخی، ساکن مسکو.
A mineral consisting of a silicate mica, or historically, a native of Moscow.
«موسکویت در الکترونیک استفاده میشود.»
“Muscovite is used in electronics.”
«او یک مسکویتی است که در مسکو به دنیا آمده و بزرگ شده.»
“He is a muscovite born and raised in Moscow.”