در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی تفنگ بلند که در گذشته و قبل از رایج شدن تفنگهای گلولهزن استفاده میشد.
A type of long gun used in the past, typically before rifles were common.
«سرباز با دقت موسکت خود را مسلح کرد.»
“The soldier loaded his musket carefully.”
«موسکتها در قرن هجدهم رایج بودند.»
“Muskets were common during the eighteenth century.”