mutuality

mu·tu·al·i·ty/ˌmjuːtʃuˈæləti/
mutureciprocal, shared-alrelating to-itystate, quality, or condition
noun (اسم)formal

اسم — تعامل متقابل

تعامل متقابلمتقابل بودندو‌جانبه‌گی

حالت یا کیفیتی که در آن منافع، احساسات یا اقدامات مشترک و متقابل هستند.

The state or quality of being mutual; shared interest, feelings, or actions.

«در دوستی آنها حس قوی از تعامل متقابل وجود داشت.»

There was a strong sense of mutuality in their friendship.

«موفقیت پروژه به تقابل تلاش‌ها بستگی داشت.»

The success of the project depended on the mutuality of effort.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reciprocityتقابل

رسمی/آکادمیک. اغلب در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی که تبادل مزایا یا تعهدات وجود دارد استفاده می‌شود. وقتی بر یک بده‌بستان متعادل تأکید می‌شود، قابل تعویض است. 'تقابل در توافق تجاری آنها به نفع هر دو ملت بود' درست است، اما 'متقابل بودن محبت آنها' کمتر به صورت رسمی به عنوان reciprocity بیان می‌شود.

Formal/Academic. Often used in economic, political, or social contexts where there's an exchange of advantages or obligations. Interchangeable when emphasizing a balanced give-and-take. 'The reciprocity in their trade agreement benefited both nations' works, 'Their mutuality of affection' is less formally stated as reciprocity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000