napalmed

na·palmed/ˈnæpəlmd/
napalma flammable gel used as a weapon-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — مورد حمله ناپالم

مورد حمله ناپالمشده با ناپالم

چیزی که با ناپالم هدف حمله قرار گرفته یا پوشانده شده است.

Describes something that has been attacked or covered with napalm.

«جنگل در طول درگیری با ناپالم سوزانده شد.»

The forest was napalmed during the conflict.

«ساختمان در حمله هوایی با ناپالم هدف قرار گرفت.»

The building was napalmed in the airstrike.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000