narcotic

nar·cot·ic/nɑːrˈkɒtɪk/
narcto numb or deaden-oticrelating to or characterized by
adjective (صفت)technical

صفت — مخدر

مخدرمسکن

مربوط به داروهایی که باعث خواب یا تسکین درد می‌شوند و ممکن است اعتیادآور باشند.

Relating to or denoting drugs that relieve pain or induce sleep and may cause addiction.

«به او دوزی از مخدر برای کاهش ناراحتی داده شد.»

He was given a narcotic dose to ease his discomfort.

«اثرات مخدر می‌تواند شامل خواب‌آلودگی باشد.»

Narcotic effects can include drowsiness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sedativeآرام‌بخش

معمولاً برای داروهایی که آرامش می‌دهند یا خواب‌آورند استفاده می‌شود ولی همیشه نارکوایتک نیستند.

Commonly used for drugs that calm or promote sleep but are not always narcotics.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000