nasal

na·sal/ˈneɪzəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): nasalersuperlative (عالی): nasalest

صفت — بینی

بینیتنفسی بینی

مرتبط با بینی.

Related to the nose.

«او به دلیل سرماخوردگی صدای بینی دارد.»

She has a nasal voice due to a cold.

«گرفتگی بینی می‌تواند باعث دشواری در تنفس شود.»

Nasal congestion can make breathing difficult.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000