در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به نپال یا مردم، زبان یا فرهنگ آن.
Relating to Nepal or its people, language, or culture.
«هنر نپالی سرشار از نمادگرایی بودایی است.»
“Nepalese art is rich in Buddhist symbolism.”
«او از غذاهای نپالی لذت برد.»
“She enjoyed the Nepalese cuisine.”
فردی از نپال.
A person from Nepal.
«بسیاری از نپالیها برای کار در خارج از کشور زندگی میکنند.»
“Many Nepalese live abroad for work.”
«نپالیها به مهماننوازی معروف هستند.»
“The Nepalese are known for their hospitality.”
زبان هندواروپایی که در نپال صحبت میشود؛ نپالی.
The Indo-Aryan language spoken in Nepal; Nepali.
«او روان نپالی صحبت کردن را یاد گرفت.»
“He learned to speak Nepalese fluently.”
«نپالی زبان رسمی نپال است.»
“Nepalese is the official language of Nepal.”