next thing one knows

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nɛkst θɪŋ wʌn noʊz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — یک‌دفعه دیدی که

یک‌دفعه دیدی کهناگهان

برای گفتن این به کار می‌رود که کمی بعد اتفاقی غیرمنتظره افتاده است.

Used before saying that something happened unexpectedly soon afterward.

«یک‌دفعه دیدیم که در برلین زندگی می‌کنیم.»

Next thing one knows, we're living in Berlin.

«پلک زد و ناگهان دید که او رفته است.»

He blinked, and next thing one knows, she had gone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000