در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی یا حیوانی که غذا را با لقمههای کوچک و آرام میخورد.
A person or animal that eats by taking small, tentative bites.
«خرگوش دائم در باغچه لقمهلقمه میخورد.»
“The rabbit was a constant nibbler in the garden.”
«او خردهخورنده است، هرگز یک وعده غذایی کامل را تمام نمیکند.»
“She's a nibbler, never finishing a whole meal.”
روزمره. به حیواناتی (مثل گاو) که علف میخورند یا به طور استعاری به افرادی که میانوعدههای زیاد میخورند، اشاره دارد. اگر منظور، خوردن مداوم و بیهدف باشد، قابل جایگزینی است. 'گوسفند یک چرنده است' درست است، 'او چرنده است، همیشه میانوعده میخورد' درست است. برای کسی که یک لقمه کوچک از یک چیز میگیرد، به کار نمیرود.
Everyday. Refers specifically to animals (like cows) eating grass, or metaphorically to people eating many small snacks. Can be interchangeable if the 'small bites' refers to continuous, casual eating. 'A sheep is a grazer' works, 'She's a grazer, always snacking' works. Not for someone taking a small bite out of a single item.
روزمره. کسی که غذا را برای ارزیابی میچشد، نه برای خوردن مقدار زیاد. اگر نوک زدن برای ارزیابی باشد، قابل جایگزینی است. 'منتقد غذا یک چشنده است' درست است. برای کسی که فقط آهسته میخورد، به کار نمیرود.
Everyday. Someone who tastes food to evaluate it, rather than to eat a significant amount. Interchangeable if the nibbling is for evaluation. 'A food critic is a taster' works. Not for someone who just eats slowly.