در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که شامل کلمات یا سخن گفتن نباشد.
In a way that does not involve words or speech.
«او از طریق اشارهها به صورت غیرکلامی ارتباط برقرار کرد.»
“She communicated nonverbally through gestures.”
«سگها اغلب احساسات را به صورت غیرکلامی بیان میکنند.»
“Dogs often express feelings nonverbally.”