در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به کشورهای نوردیک (دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ، سوئد) یا مردم و زبانهایشان.
Relating to the Nordic countries (Denmark, Finland, Iceland, Norway, Sweden) or their peoples or languages.
«کشورهای نوردیک استانداردهای زندگی بالایی دارند.»
“The Nordic countries have high living standards.”
«زبانهای نوردیک ریشههای زبانی مشترکی دارند.»
“Nordic languages share linguistic roots.”
رایج. مربوط به کشورهای شمال اروپا شامل نوردیک.
Common. Relating to northern European countries including Nordic.