normalcy

nor·mal·cy/ˈnɔːrməlsi/
normalusual, typical-cystate or condition
noun (اسم)formal

اسم — وضعیت عادی

وضعیت عادیحالت طبیعی

حالت طبیعی یا معمول، به‌ویژه پس از دوره‌ای از مشکلات یا تغییرات.

The state of being normal or usual, especially after a period of difficulty or change.

«کشور پس از بحران به آرامی به وضعیت عادی بازمی‌گردد.»

The country is slowly returning to normalcy after the crisis.

«او آرزوی حالت طبیعی زندگی روزمره را دارد.»

She longs for the normalcy of everyday life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
normalityعادی بودن

رسمی. مترادف normalcy، به ویژه در توصیف شرایط معمول.

Formal. Synonymous with normalcy, especially in describing typical conditions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000