nuggets

nug·gets/ˈnʌɡɪts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): nuggets

اسم — قطعات طلا

قطعات طلاگلوله‌های طلا

قطعات کوچک از فلز گران‌بها، به‌ویژه طلا.

Small lumps of precious metal, especially gold.

«معدنچی قطعات طلا را در رودخانه پیدا کرد.»

The miner found gold nuggets in the river.

«قطعات طلا ارزشمند هستند.»

Gold nuggets are valuable.

2noun (اسم)commonplural (جمع): nuggets

اسم — ناگت

ناگت

قطعات کوچک و مناسب برای یک یا دو لقمه، اغلب مرغ.

Small, bite-sized pieces of food, often chicken.

«او یک جعبه ناگت مرغ خرید.»

She bought a box of chicken nuggets.

«ناگت‌ها غذای سریع محبوبی هستند.»

Nuggets are popular fast food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000