verb (فعل)informalpast (گذشته): nukedpast participle (مفعولی): nuked-ing (حال): nuking3rd (سوم): nukes
فعل — گرم کردن (غذا)
گرم کردن (غذا)بمباران هستهای
عامیانه برای گرم کردن سریع غذا در مایکروویو؛ همچنین بمباران با سلاحهای هستهای.
Slang for heating food quickly in a microwave; also to bomb with nuclear weapons.
«او دارد غذای باقیمانده را برای ناهار در مایکروویو گرم میکند.»
“She's nuking leftovers for lunch.”
«شهر در جنگ بمباران هستهای شد.»
“The city was nuked in the war.”
تفاوت با واژههای مشابه
bombing— بمباران کردن
رسمی. اشاره به حمله هوایی دارد؛ در عامیانه به بمباران هستهای گفته میشود.
Formal. Refers to aerial attack; in slang, 'nuking' means nuclear bombing.