nutsy

nut·sy/ˈnʌtsi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): nutsiersuperlative (عالی): nutsiest

صفت — دیوانه

دیوانهعجیب

غیررسمی: دیوانه یا عجیب‌وغریب.

Informal: crazy or eccentric.

«او بعد از سفر طولانی دیوانه شد.»

He went nutsy after the long trip.

«آن ایده برای من عجیب به نظر می‌رسد.»

That idea sounds nutsy to me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crazyدیوانه

غیررسمی. معمولا برای توصیف رفتار غیرعادی به کار می‌رود.

Informal. Used frequently to describe irrational or eccentric behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000