در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی دستوپا چلفتی، بیفرهنگ یا کودن.
A clumsy, uncultured, or unintelligent person.
«اینقدر دستوپا چلفتی نباش؛ حواست به راهت باشد!»
“Don't be such an oaf; watch where you're going!”
«او مثل یک کودن تمامعیار پایش به خودش گیر کرد و زمین خورد.»
“He tripped over his own feet like a complete oaf.”
غیررسمی. اغلب به کسی دستوپا چلفتی و احمق اشاره دارد، شبیه oaf. 'او یک کودن بزرگ است، همیشه وسایل را میشکند.'
Informal. Often implies someone clumsy and stupid, similar to 'oaf'. 'He's a big clod, always breaking things.'
غیررسمی. به فردی بدرفتار یا تهاجمی، اغلب مرد، اشاره دارد. 'یک لات مست.' بیشتر بر رفتار و آداب و رسوم تمرکز دارد تا هوش.
Informal. Refers to an ill-mannered or aggressive person, often male. 'A drunken lout.' Focuses more on behavior and manners than intelligence.