obediently

o·be·di·ent·ly/əˈbiː.di.ənt.li/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): obedientposition (جایگاه): end

قید — با اطاعت

با اطاعتمطیعانه

به طریقی که تمایل به اطاعت از قوانین یا دستورها را نشان می‌دهد.

In a manner that shows willingness to obey rules or commands.

«سگ به طور مطیعانه به صاحبش گوش داد.»

The dog obeyed obediently to its owner.

«او دستورات را با اطاعت کامل دنبال کرد.»

She followed the instructions obediently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dutifullyبا وظیفه‌شناسی

رسمی. اطاعت دقیق و مسئولانه را نشان می‌دهد؛ وقتی روی تبعیت مسئولانه تاکید باشد جایگزین است.

Formal. Indicates conscientious obedience; interchangeable when emphasizing responsible compliance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000