oddly

odd·ly/ˈɒdli/
oddstrange or unusual-lyforming an adverb
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): oddposition (جایگاه): end

قید — به طور عجیب

به طور عجیبغریبانه

به روشی عجیب یا غیرمعمول.

In a strange or unusual way.

«به طور عجیبی، کسی در ایستگاه نبود.»

Oddly, no one was at the station.

«در مهمانی رفتار او عجیب بود.»

She behaved oddly at the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strangelyعجیب

رایج. قید تقریبا هم‌معنی برای توصیف وقوع غیرمعمول.

Common. Nearly synonymous adverb describing unusual ways of happening.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000