offic

of·fic/ˈɒfɪk/
noun (اسم)archaic

اسم — وظیفه

وظیفهخدمت

واژه‌ای کهن به معنای وظیفه یا خدمت

An archaic term for duty or service

«او وظیفه‌اش را با افتخار انجام داد.»

He fulfilled his offic with honor.

«چنین خدمتی در دوران گذشته رایج بود.»

Such offic was common in past eras.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000