در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پارچهای که با روغن پوشانده شده تا ضدآب شود
Fabric treated with oil to make it waterproof
«آنها میز را با پارچه روغنی پوشاندند.»
“They covered the table with oilcloth.”
«پارچه روغنی برای پتوهای پیکنیک مناسب است.»
“Oilcloth is ideal for picnic blankets.”