on and off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ən ɔf/
1phrase (عبارت)common

عبارت — گاه‌وبی‌گاه

گاه‌وبی‌گاهقطع‌ووصلی

هر از گاهی و با وقفه‌هایی میان دوره‌های انجام شدن.

Occasionally, with interruptions between periods of activity.

«تمام روز گاه‌وبی‌گاه باران بارید.»

It rained on and off all day.

«آن‌ها سال‌ها رابطه‌ای قطع‌ووصلی داشتند.»

They dated on and off for years.

2phrase (عبارت)common

عبارت — روشن و خاموش

روشن و خاموشقطع‌و وصل

به‌طور مکرر میان حالت روشن و خاموش جابه‌جا شدن.

Repeatedly switching between an active and inactive state.

«چراغ مدام روشن و خاموش می‌شد.»

The light flashed on and off.

«صفحه‌نمایش خودبه‌خود روشن و خاموش می‌شد.»

The screen turned on and off by itself.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000