on a roll

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ə roʊl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روی دور موفقیت بودن

روی دور موفقیت بودنپشت سر هم موفق شدن

داشتن دوره‌ای پیوسته از موفقیت یا خوش‌اقبالی.

Experiencing a continuing period of success or good luck.

«تیم ما این فصل پشت سر هم موفق می‌شود.»

Our team is on a roll this season.

«او بعد از سه برد، روی دور موفقیت بود.»

She was on a roll after three wins.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000