on the wagon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on the wag·on/ɑn ðə ˈwæɡən/
phrase (عبارت)informal

عبارت — ترک الکل کرده بودن

ترک الکل کرده بودنالکل‌نخوردن

به‌ویژه پس از تصمیم به ترک، الکل ننوشیدن.

Not drinking alcohol, especially after deciding to stop.

«او از ژانویه الکل نخورده است.»

He has been on the wagon since January.

«او بعد از دانشگاه تصمیم گرفت الکل را ترک کند.»

She went on the wagon after college.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000