organized person

or·gan·ized per·son/ˈɔːrɡənaɪzd ˈpɜːrsən/
noun (اسم)commonplural (جمع): organized persons

اسم — فرد مرتب

فرد مرتبانسان منظم

فردی که همه چیز را مرتب نگه می‌دارد و به خوبی برنامه‌ریزی می‌کند.

An individual who keeps things arranged and plans effectively.

«او فردی منظم است که همیشه به مهلت‌ها می‌رسد.»

She is an organized person who always meets deadlines.

«فرد منظم روز خود را با دقت برنامه‌ریزی می‌کند.»

An organized person plans their day carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plannerبرنامه‌ریز

رایج. بیشتر بر مهارت برنامه‌ریزی تأکید دارد.

Common. Emphasizes planning skills, used interchangeably in related contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000