orthopedically

or·tho·ped·i·cal·ly/ˌɔːrθəˈpɛdɪkli/
ortho-correctpedfoot/child-icrelating to-allyin a manner
adverb (قید)technicaltype (نوع): manneradjective (صفت): orthopedicposition (جایگاه): end

قید — به‌طور ارتوپدی

به‌طور ارتوپدیاز لحاظ ارتوپدی

به شیوه‌ای مرتبط با ارتوپدی یا اصلاح استخوان و عضلات.

In a manner related to orthopaedics or bone and muscle correction.

«بیمار پس از آسیب به‌طور ارتوپدی معاینه شد.»

The patient was orthopedically examined after injury.

«این دستگاه اندام‌های ضعیف ارتوپدی را پشتیبانی می‌کند.»

The device supports orthopedically weak limbs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000