در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با مطالعه استخوانها.
Relating to the study of bones.
«او گزارشی استخوانشناسی درباره جمجمههای باستانی منتشر کرد.»
“He published an osteological report on ancient skulls.”
«تحلیل استخوانشناسی به درک تکامل انسان کمک میکند.»
“Osteological analysis helps understand human evolution.”