overlying

o·ver·ly·ing/ˌoʊvərˈlaɪɪŋ/
over-above or on toplyingto rest or be situated
adjective (صفت)common

صفت — روی‌افتاده

روی‌افتادهبالاتر قرار گرفته

روی یا بالای چیزی قرار گرفته باشد.

Situated on top or above something else.

«لایه‌های سنگی رویی با دقت بررسی شدند.»

The overlying rock layers were carefully studied.

«ابرهای بالایی خورشید را پوشانده بودند.»

Overlying clouds blocked the sun.

تفاوت با واژه‌های مشابه
superimposedروی هم قرار گرفته

رسمی. به قرارگیری روی هم اشاره دارد، مشابه overlying.

Formal. Means placed on top, similar to overlying but often used in technical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000