oxy

ox·y/ˈɒk.si/
noun (اسم)informal

اسم — اکسی

اکسیاکسیژناکسیکدون

اصطلاح محاوره‌ای که گاهی به اکسیکدون یا اکسیژن اشاره می‌کند.

Informal term sometimes referring to oxycodone or oxygen in casual speech.

«برای تسکین درد به او اکسی دادند.»

He was prescribed oxy for pain relief.

«بیمار حین عمل جراحی به اکسیژن اضافی نیاز داشت.»

The patient needed extra oxy during surgery.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000