pacemaker

pace·mak·er/ˈpeɪsˌmeɪkər/
noun (اسم)technicalplural (جمع): pacemakers

اسم — باتری قلب

باتری قلبتنظیم‌کننده ضربان قلب

دستگاه پزشکی کاشته شده برای تنظیم ضربان قلب.

A medical device implanted to regulate the heartbeat rhythm.

«دکتر باتری قلب را برای تنظیم ضربان او کاشت.»

The doctor implanted a pacemaker to regulate his heartbeat.

«او پس از دریافت باتری قلب احساس بهتری دارد.»

She feels better after getting a pacemaker.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000