padded

pad·ded/ˈpædɪd/
padsoft material for cushioning-edpast tense or past participle
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more paddedsuperlative (عالی): most padded

صفت — پرشده

پرشدهبالشتک‌دارنرم‌پوش

پر شده یا پوشیده شده با ماده نرم برای محافظت یا راحتی

Filled or covered with soft material for protection or comfort

«او یک ژاکت بالشتک‌دار برای گرما پوشید.»

She wore a padded jacket for warmth.

«کلاه ایمنی دارای یک لایه نرم داخلی است.»

The helmet has a padded lining.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cushionedنرم‌پوش

معمولی. وقتی تاکید روی نرم بودن برای محافظت است قابل جایگزینی است، مثلا 'صندلی نرم‌پوش'.

Common. Used interchangeably when focusing on soft protection, e.g. 'cushioned seat'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000