paddies

pad·dies/ˈpæd.iz/
noun (اسم)commonplural (جمع): paddies

اسم — مزرعه برنج

مزرعه برنجکشتزار برنج

مزرعه‌هایی که در آن‌ها برنج کاشته می‌شود و معمولاً آب‌گرفته‌اند

Fields where rice is grown, usually flooded with water

«کشاورزان تمام روز در مزارع برنج کار کردند.»

The farmers worked in the paddies all day.

«برای رشد برنج، مزارع برنج نیاز زیادی به آب دارند.»

Paddies need a lot of water to grow rice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000