palatine

pal·a·tine/ˈpælətɪn/
adjective (صفت)technical

صفت — کام‌سویی

کام‌سوییوابسته به قلمرو پالاتین

مربوط به کام دهان یا قلمروها و عناوین تاریخی در اروپا.

Relating to the palate of the mouth or to certain historical territories or titles in Europe.

«لوزه‌های پالاتین در پشت گلو قرار دارند.»

The palatine tonsils are located at the back of the throat.

«او دوک‌نشین‌های پالاتین در اروپا در قرون وسطی را مطالعه کرد.»

He studied the palatine dukedoms in medieval Europe.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000