pancake

pan·cake/ˈpæn.keɪk/
noun (اسم)commonplural (جمع): pancakes

اسم — پنکیک

پنکیککیک نازک

کیک تخت و گردی که از مایه تهیه و روی صفحه داغ پخته می‌شود.

A flat, round cake made from a batter and cooked on a griddle.

«برای صبحانه پنکیک با شربت خوردم.»

I had pancakes with syrup for breakfast.

«او پنکیک‌های نرم را روی صفحه داغ پخت.»

She cooked fluffy pancakes on the griddle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flapjackپنکیک

غیررسمی، به ویژه در انگلیسی آمریکایی؛ تقریباً مترادف با پنکیک.

Informal, especially in American English; nearly synonymous with pancake.

hotcakeکیک گرم

غیررسمی. واژه‌ای دیگر برای پنکیک، عمدتاً در آمریکای شمالی.

Informal. Another term for pancake mainly in North America.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000