pampering

pam·per·ing/ˈpæmpərɪŋ/
pamperto treat with excessive indulgence-ingpresent participle / ongoing action
1verb (فعل)commonpast (گذشته): pamperedpast participle (مفعولی): pampered-ing (حال): pampering3rd (سوم): pampers

فعل — نازپروراندن

نازپروراندنلوس کردننوازش کردن

(زمان حال استمراری فعل pamper) با مراقبت، راحتی یا ناز و نوازش بیش از حد رفتار کردن.

(Present participle of pamper) Treating with excessive care, comfort, or indulgence.

«او از نازپروراندن خود با حمام آب گرم لذت می‌برد.»

She enjoys pampering herself with a hot bath.

«آن‌ها آخر هفته را به لوس کردن توله‌سگ جدیدشان گذراندند.»

They spent the weekend pampering their new puppy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indulgingافراط کردن

رایج. به خود یا دیگری اجازه دادن تا از چیزی زیاد لذت ببرد، اغلب به حد افراط. 'Pampering' نوع خاصی از مراقبت افراطی را به معنای لوکس و نازپرورانه نشان می‌دهد. «او در حال افراط در یک روز اسپایی بود» درست است، «او با یک روز اسپایی خودش را نازپرورانده بود» نیز درست است. «او در حال افراط در عادات بد بود» را نمی‌توان با 'pampering' جایگزین کرد.

Common. Allowing oneself or another to enjoy something greatly, often to an excessive degree. 'Pampering' implies a specific kind of indulgent care, usually luxurious and spoiling. 'She was indulging in a spa day' works, 'She was pampering herself with a spa day' also works. 'He was indulging in bad habits' cannot be replaced by 'pampering'.

spoilingلوس کردن

رایج. با کسی با مهربانی یا ناز و نوازش بیش از حد رفتار کردن، اغلب به ضرر او یا باعث پرتوقع شدن او. 'Pampering' معمولاً مفهوم مثبت مراقبت دارد، در حالی که 'spoiling' می‌تواند پیامدهای منفی را دربرداشته باشد. «والدین بچه‌هایشان را لوس می‌کردند» درست است، «والدین بچه‌هایشان را نازپرورده می‌کردند» نیز درست است، اما «لوس کردن یک سوپرایز» را نمی‌توان با 'pampering' جایگزین کرد.

Common. Treating someone with excessive kindness or indulgence, often to their detriment or making them demanding. 'Pampering' usually has a positive connotation of care, while 'spoiling' can imply negative consequences. 'Parents were spoiling their children' works, 'Parents were pampering their children' works, but 'Spoiling a surprise' cannot be replaced by 'pampering'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): pamperings

اسم — نازپروردگی

نازپروردگیلوس‌بازیدلبری

عمل رفتار کردن با کسی یا خود با مراقبت و ناز و نوازش بیش از حد.

The act of treating someone or oneself with excessive care and indulgence.

«یک روز در اسپا، نازپروردگی محض است.»

A day at the spa is pure pampering.

«او پس از کار سختش شایسته کمی نازپروردگی بود.»

She deserved a bit of pampering after her hard work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indulgenceافراط

رایج. عمل اجازه دادن به خود برای لذت بردن از یک لذت خاص. 'Pampering' شکل خاصی از افراط است. «او در غذای خوب به دنبال افراط بود» درست است، «او در اسپا به دنبال نازپروردگی بود» درست است.

Common. The act of allowing oneself to enjoy a particular pleasure. 'Pampering' is a specific form of indulgence. 'He sought indulgence in fine food' works, 'He sought pampering at the spa' works.

coddlingناز کردن

رایج. رفتار کردن با کسی به شیوه‌ای بیش از حد محافظه‌کارانه یا بیش از حد نازپرورانه. اغلب به نتیجه منفی یا تضعیف فرد اشاره دارد. 'Pampering' معمولاً مثبت‌تر است. «ناز کردن مجرمان یک مشکل است» درست است، «نازپروردگی مجرمان» کمتر رایج است و ممکن است به زندان لوکس‌تری اشاره داشته باشد.

Common. Treating someone in an overprotective or overindulgent way. Often implies a negative outcome or a weakening of the person. 'Pampering' is usually more positive. 'The coddling of criminals is a problem' works, 'The pampering of criminals' is less common and might imply a more luxurious prison.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000