paltry

pal·try/ˈpɔːltri/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): paltriersuperlative (عالی): paltriest

صفت — ناچیز

ناچیزاندکبی‌ارزش

(در مورد مقدار) ناچیز، اندک و بی‌ارزش.

(Of an amount) small or meager; trifling.

«آن‌ها برای اختراع او مبلغی ناچیز پیشنهاد دادند.»

They offered him a paltry sum for his invention.

«عملکرد ناچیز تیم منجر به باخت شد.»

The team's paltry performance led to a loss.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meagerکم

معمولی. مقدار کمی از چیزی را توصیف می‌کند، به خصوص غذا یا پول. اغلب به معنای ناکافی بودن است. 'غذای کم' در مقابل 'مبلغ ناچیز'. تفاوت ظریفی وجود دارد، اما 'paltry' بر بی‌ارزشی تأکید می‌کند.

Common. Describes a small amount of something, especially food or money. Often implies insufficiency. 'A meager meal' vs. 'a paltry sum'. The nuance is slight, but 'paltry' emphasizes worthlessness.

triflingکم اهمیت

معمولی. به معنای چیزی با اهمیت یا ارزش بسیار کم. اغلب می‌تواند به جای 'paltry' هنگام اشاره به مقدار یا اهمیت استفاده شود. 'مسئله‌ای بی‌اهمیت' یا 'مقداری ناچیز'.

Common. Implies something of very little importance or value. Can often be used interchangeably with 'paltry' when referring to an amount or importance. 'A trifling matter' or 'a trifling amount'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000