در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای یا مربوط به پاپیلومها؛ مشخصه رشدهای شبیه زگیل.
Having or relating to papillomas; characterized by wart-like growths.
«آسیبشناسی دارای ماهیت پاپیلوماتوز بود.»
“The lesion was papillomatous in nature.”
«رشدهای پاپیلوماتوز نیاز به مراقبت پزشکی دارند.»
“Papillomatous growths require medical attention.”