noun (اسم)informalplural (جمع): pappies
اسم — بابا
بابابابابزرگ
واژهای کودکانه یا محبتآمیز برای پدر یا پدربزرگ
a childish or affectionate term for father or grandfather
«بابا برایمان داستانی قبل از خواب تعریف کرد.»
“Pappy told us a story before bed.”
«خیلی دلم برای بابابزرگم تنگ شده.»
“I miss my pappy very much.”
تفاوت با واژههای مشابه
dad— پدر
رایج و غیررسمی. برای پدر به طور کلی استفاده میشود، کمتر محبتآمیز یا کودکانه از pappy.
Common and informal. Used broadly for father, less affectionate or childlike than 'pappy'.