parity

par·i·ty/ˈpærəti/
parequal-itystate or quality of
1noun (اسم)common

اسم — برابری

برابریتساوی

وضعیت یا شرط مساوی بودن، به خصوص در مورد وضعیت، دستمزد یا ارزش.

The state or condition of being equal, especially regarding status, pay, or value.

«شرکت به دنبال برابری دستمزد بین کارمندان زن و مرد بود.»

The company aimed for pay parity between male and female employees.

«نیاز به برابری بیشتر در فرصت‌های آموزشی در سراسر مناطق وجود دارد.»

There is a need for greater parity in educational opportunities across regions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equalityبرابری

رایج. یک اصطلاح گسترده به معنای وضعیت مساوی بودن، به ویژه در وضعیت، حقوق و فرصت‌ها. 'Parity' اغلب در زمینه‌های خاص‌تری مانند برابری اقتصادی یا سیاسی استفاده می‌شود، در حالی که 'equality' عمومی‌تر است. مثلاً «برابری جنسیتی» در مقابل «برابری دستمزد».

Common. A broad term meaning the state of being equal, especially in status, rights, and opportunities. 'Parity' is often used in more specific contexts like economic or political equality, whereas 'equality' is more general. 'Gender equality' vs 'pay parity'.

متضادها
2noun (اسم)technical

اسم — هم‌سانگردی

هم‌سانگردیتکافؤ

(فیزیک) خاصیتی از یک سیستم یا تابع که تحت تغییر مختصات یا سایر تبدیل‌ها بدون تغییر باقی می‌ماند.

(Physics) The property of a system or function that remains unchanged under a change of coordinates or other transformation.

«مفهوم هم‌سانگردی در مکانیک کوانتومی اساسی است.»

The concept of parity is fundamental in quantum mechanics.

«نقض هم‌سانگردی در برهم‌کنش‌های ضعیف مشاهده شد.»

Parity violation was observed in weak interactions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000