pawn

/pɔn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): pawns

اسم — رهن

رهنگرو

شیئی که برای گرفتن وام به گرو گذاشته می‌شود و بعداً در رهن فروشی بازخرید می‌شود

An object given in exchange for a loan, to be redeemed later at a pawnshop

«او ساعتش را به عنوان گرو گذاشت.»

He left his watch as a pawn.

«رهن فروشی اشیاء را تا پرداخت نگه می‌دارد.»

The pawnshop holds items until payment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pledgeرهن

رسمی. در زمینه مالی استفاده می‌شود؛ در مفهوم رهن قابل جایگزینی است.

Formal. Used in financial contexts; interchangeable in pawnshop context.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): pawnedpast participle (مفعولی): pawned-ing (حال): pawning3rd (سوم): pawns

فعل — رهن گذاشتن

رهن گذاشتنگرو گذاشتن

دادن چیزی به عنوان تضمین وام در رهن فروشی

To give something as security for a loan at a pawnshop

«او ساعتش را به گرو گذاشت برای پول.»

He pawned his watch for money.

«او هفته گذشته جواهراتش را رهن گذاشت.»

She pawned her jewelry last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pledgeرهن گذاشتن

رسمی. در زمینه تضمین مالی قابل جایگزینی است.

Formal. Interchangeable in financial guarantee contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000