pay one's debt to society

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pay one's debt to so·ci·e·ty/peɪ wʌnz dɛt tə səˈsaɪəti/
phrase (عبارت)formal

عبارت — مجازاتش را کشیدن

مجازاتش را کشیدنحبسش را گذراندن

برای مجازات جرم، دورهٔ زندان را گذراندن.

To serve a prison sentence as punishment for a crime.

«او مجازاتش را در زندان گذراند.»

He paid his debt to society in prison.

«او محکومیتش را گذرانده است.»

She has paid her debt to society.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000