peasy

pea·sy/ˈpiːzi/
peaa small round green seed-syadjective suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): peasiersuperlative (عالی): peasiest

صفت — بسیار آسان

بسیار آسانساده

بسیار آسان و ساده.

Very easy or simple.

«آن امتحان برای من خیلی آسان بود.»

That test was peasy for me.

«نگران نباش، این کار خیلی ساده است.»

Don't worry, the task is peasy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
easyآسان

رایج. در بیشتر مواقع برای بیان آسان بودن قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in most contexts describing simplicity.

simpleساده

رایج. معنی مشابه، ولی ممکن است به کم‌پیچیدگی اشاره کند نه آسانی.

Common. Similar meaning but can imply lack of complexity rather than ease.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000