در حال آمادهسازی واژه...
بسیار آسان و ساده.
Very easy or simple.
«آن امتحان برای من خیلی آسان بود.»
“That test was peasy for me.”UKUS
«نگران نباش، این کار خیلی ساده است.»
“Don't worry, the task is peasy.”UKUS
رایج. در بیشتر مواقع برای بیان آسان بودن قابل تعویض است.
Common. Interchangeable in most contexts describing simplicity.
رایج. معنی مشابه، ولی ممکن است به کمپیچیدگی اشاره کند نه آسانی.
Common. Similar meaning but can imply lack of complexity rather than ease.
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000