verb (فعل)common-ing (حال): peeking3rd (سوم): peeks
فعل — نگاه کردن
نگاه کردنخم شدن برای نگاه کردن
نگاهی سریع یا مخفیانه به چیزی انداختن.
Looking quickly or secretly at something.
«او داشت از سوراخ کلید نگاه میکرد.»
“He was peeking through the keyhole.”
«هدیهات را نگاه نکن!»
“Don’t peek at your present!”