در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طرز نشاندهنده درک یا بینش خوب.
In a way showing good insight or understanding.
«او درباره مسائل پیچیده با بصیرت صحبت کرد.»
“She spoke perceptively about complex issues.”
«او به شکل باهوش تغییرات ظریف را متوجه شد.»
“He perceptively noticed the subtle changes.”