personal control

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

per·son·al con·trol/ˈpɜrsənəl kənˈtroʊl/
noun (اسم)common

اسم — کنترل شخصی

کنترل شخصیاختیار فردی

توانایی فرد برای مدیریت رفتار یا وضعیت خودش.

An individual's ability to manage their own actions or situation.

«ورزش به او حس کنترل شخصی می‌دهد.»

Exercise gives her a sense of personal control.

«او اختیار بیشتری بر زمانش می‌خواست.»

He wanted more personal control over his time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000